شناسهٔ خبر: 224824 - سرویس استان‌ها
نسخه قابل چاپ

سکوتی که هنوز جاری است

علیمردانی این مصاحبه، روایتی است از زندگی پربار خلیل علیمردانی راهدار فداکار زنجانی که درحمله رژیم صهیونیستی- آمریکایی به شهادت رسید، مردی که آرامش، منطق، مردم‌داری و وفاداری‌اش زبانزد خاص و عام بود. در این روایت، همسرش از خاطرات شیرین، فداکاری‌های بی‌دریغ و فقدان جانسوز او سخن می‌گوید.

خلیل علیمردانی، راهدار زنجان‌رود متولد ۱۳۴۲، مردی که پشت چهره آرام و استوارش دانایی، منطق و وقاری کم‌نظیر جریان داشت. اهل عهد و وفا بود و مردم‌داری جز جدایی‌ناپذیر شخصیتش.

بسیاری او را با این ویژگی ها می‌شناختند او هرگز نمی‌خواست دل هیچ‌کس حتی در سختی‌های کار راهداری آزرده شود.

او پدر تنها دخترش و چهار پسر بود، ستون خانه‌ای که حضورش امنیت و مهربانی را معنا می‌کرد. همسرش می‌گوید روز حادثه شیفت بود اما قرار بود شب در خانه افطار بدهند. برای رفتن به خرید آماده شدم و طی تماس تلفنی از او خواستم باهم برویم.

خلیل با آرامش همیشگی‌اش گفت: پنج دقیقه فرصت بده همین حالا می‌رسم خانه.

اما در همان لحظه تماس تلفنی ناتمام ماند. صدای انفجاری سنگین پشت خط پیچید و پس از آن سکوت چون پژواکی در گوشم پیچید. او به شهادت رسید. واقعه ای که مسیر زندگی ما را در یک لحظه تغییر داد.

رفتنش دردناک بود اما یاد و منش او همچنان در ذهن نزدیکانش زنده است. یاد مردی که آرام، بی‌ادعا و پاک‌زیسته بود و زندگی‌اش همچنان در خاطره‌های عزیزانش جریان دارد.

به گفته همسرش شب قبل خواب آشفته‌ای دیده بودم در روز حادثه چندین بار تماس گرفتم که علیمردانی خندید و گفت چرا امروز تند تند زنگ میزنی گفتم دل آشوبه دارم نمیدانم چرا حالم اینطوریه. آن روز اصرار داشت همه را افطار دعوت کنیم. میگوید همسرم از همه لحاظ بیست بود هیچ چیز ناراحتم نمی کند جز مرام و معرفتش نه تنها در خانه بلکه زبان زد محله بود در معرفت و خوبی، هر کس خبر شهادتش را می شنود می گوید حیف شد نه غیبت نه تهمت هیچ کدام را نداشت. در زندگی سعی می کرد مرا درک کند چند سالی که زندگی کردیم یادم نمی آید کسی از او دلخور شده باشد. او آرزو می کند دشمن نابود شود تا خون این شهدا که باعث شدند ستون خانواده از بین برود پایمال نشود.

او از دلتنگی پسر ده ساله‌اش می‌گوید پسری که هر روز با چشمانی پر از امید و سوال به مادرش نگاه می‌کند و پدر کجاست؟ را می‌پرسد، مادری که در میان غم از دست دادن همسر و دلتنگی فرزند نمی‌تواند پاسخ روشنی بدهد سکوتی که میانشان حاکم می‌شود،سنگین‌تر از هر واژه‌ای است.